محبّت؛ اساس کامیابی

محبتمحبّت؛ اساس کامیابی

مشاهدات نشان داده است که یکی از علل بسیار شایع نارضایتی و بهانه‌جویی همسران از یکدیگر و زندگی با هم، عدم موفقیت و کامیابی در رابطه‌ی جنسی است.

 

اگرچه بیشتر مواقع مراجعین، خواسته یا ناخواسته این اصل مفقود را پنهان داشته و عوامل دیگری را به عنوان مشکل عنوان می‌کنند.

 

یکی از ریشه‌های اساسی که علی‌رغم غیر حقیقی بودن با تبلیغات یک‌طرفه سنّت‌نمایی ‌کرده

و اصلی بی‌رقیب جلوه نموده و اصلی بی‌رقیب جلوه نموده، شهوت است.

 

چنان‌که متاسفانه جامعه‌ی ما پذیرفته که رابطه‌ی زناشویی از مبداء شهوت و به جوشش و رونق آن به میان آمده

و سیر متوقّع و مطلوب خود را طّی نموده، به مقصد کامیابی می‌رسد.

 

امری که در اینجا مورد نظر ماست، بیان کذب بودن این مدّعای مسلّم تلّقی شده است؛

زیرا شهوت از ذهن تشنه شروع شده و ربطی به حیات طبیعی انسان ندارد،

بلکه در زندگی حقیقی انسان فقط و فقط محبّت،

برای برقراری رابطه‌ی جنسی کامل و ظهور نهایت کامروایی مورد نظر کافی و از هر حیث بی‌نظیر و بدون جایگزین است.

 

شهوت از فقدان وحدت می آغازد

و همیشه در پی رسیدن به نقطه‌ی تلاقی و درهم آمیختگی جان‌هاست،

درحالی که محبّت از وحدت که اساس خانواده است بروز کرده و تا بی‌نهایت کنار هم بودن و ماندن قلب‎ها و تن‌ها رابطه را مدیریت می‌کند.

 

رابطه ای که ظهور محبّت است نه تلاش شهوت، با پایان افعال جنسی ذرّه‌ای افول نکرده بلکه غرق جریان رضایت خواهد بود.

 

لکن صدحیف که سخت باور می‌کنیم، می‌شود بدون شهوت و در دامان محبّت ذاتی صرف، رابطه‌ای کامل داشت.

 

رابطه‌ای که بدون هیچ‌گونه نیازی به حواشی و جزئیات، اصل جان انسان را از حقیقت نکاح سیراب می‌کند.

 

بر محبّت بایست تا بی‌نیازی از شهوت را ببینی چون شهوت تشنه‌ی ذاتی است نه عارفی؛

پس هرگز سیراب نشده بلکه هر چه به کامش دهی ناکامیش افزون شود.